تبلیغات | هار مجیدون |
|
صفحه اصلی آثارتان را به این آدرس بفرستید mr.alipour@gmail.com |
|
وب مستر |
|
آثار منتشره (73) |
|
آرشیو موضوعی |
|
آخرالزمان (17) |
|
ماهنامه |
|
مرداد 1384 (4) |
| صفحات |
|
لینک ها |
|
یوسف علیخانی مجله ی ادبی رواق فرشید جوانبخش فرزانه مرادی بی بی سی پرسین مانیها فروهر ادب فرمت مجله ی شعر کتابلاگ لیلا صادقی پندار کافه کلمه والس ادبی همهمه پارسیک آلتاویستا msn یاهو گوگل |
|
آمار هارمجیدون |
|
بازدید های امروز : |
شیخ گفت : او را بگویید نزد من آید زیرا که نامش بلند است. رفتند و گفتند شیخ تو را چنین گفته است . گفت : مرا نامم ننگ است شیخ معذورم دارد . رفتند و شیخ را گفتند چنین گفته است. شیخ بر آمده گفت : او را بگویید : چون یک باشد من صدم. رفتند و وی را گفتند شیخ ترا چنین پیغام داده است . گفت : شیخ را بگویید یک نیز شما ، ما هیچ باشیم . پس دست از زندگانی ما بدار زیرا که نه در پی نام باشیم.
ما آدمها همه خوبیم
فقط تنهائیم
و وقتی بد می شویم که نمی دانیم تنهائیمان را چطور پر کنیم
مظاهرشهامت در روستای رضی دیده به جهان گشود. (در سال 1345از توابع مشگین شهر)
او می نویسد. (زمینه فعالیت : شعر،داستان و نقد ادبی در دو زبان تركی وفارسی) (كتابهای چاپ شده : نخستین اشعار در سال1370 و از مه وماهستان فقط خوابهای من ( مجموعه داستان ) و کتاب مجموعه داستان با عنوان 13 در سال 1384 نتوانست از وزارت ارشاد مجوز چاپ بگیرد. همچنین یک رمان و یک مجموعه داستان و یک مجموعه شعر در سال 84 چاپ خواهد شد)
می توان با او تماس گرفت :( Shahamat729@yahoo.com - www.shahamat.persianblog.com )
به قول ما افغانها: محمدحسین ولد قنبرعلی ـ پدرم میگوید: 1354 به دنیا آمدهای ـ چلهی تابستان بوده گویی ـ اما در تذكرهام نوشتهاند: 17 سالهی 1357 و در كارت مهاجریی كه داشتم، سالی دیگر را نوشتهبودند و در گذرنامهام سالی دیگر... و من ماندهام كی به دنیا آمدهام؛ مگر یك آدم چند بار به دنیا میآید؟!از سال 1361 سالهای زیادی را در مشهد زندگی كردم و تا دیپلم علوم تجربی درس خواندم و بعد به شهرم ـ مزارشریف ـ برگشتم و با خود میگفتم:«به شهر خود روم و شهریار خود باشم...» كه نشد. یك سال را در دانشكدهی «ابوعلیسینای بلخی» پزشكی خواندم و بعد با سقوط شهرم به دست طالبان و بعد از اینكه تا دوقدمی اسارت ـ نی، مرگ ـ رفته بودم؛ برگشتم و در خزانی دلگیر دوباره به ایران پناه گزین شدم. چند سالی را در پشت چرخ خیاطی زندگی كردم. روزها رنگ آفتاب را نمیدیدم و در دل شب، در كنج آشپزخانهای كه من اتاقش ساخته بودم، زخمهای دلم را بخیه میزدم و مینوشتم... تا اینكه در دلو (بهمن) 1379 در دانشكدهی صدا و سیمای ایران پذیرفته شدم و و حالا سال آخر كارگردانی برنامهسازی تلویزیون هستم.
از سالهای لیسه _ دبیرستان _ به داستان روی آوردم و با وجود اینكه در دانشكده باید فیلمنامه بنویسم اما من همچنان به داستان سخت دلبستهام. سال یكی ـ دو داستان كه بنویسم، تسلای دلم میشود. داستانهایم بیشتر در نشریات مهاجرین و افغانستان منتشر شدهاست و كمتر در ایران.
عرفان هاشمی هستم. ساعت پنج عصر بدنیا آمده ام. تهرانی ام. مال همین کوچه های غبار گرفته از فریاد کودکی ها. گیتارمی زنم اما نه برای دل خودم... چهارساله است ترانه ام و پیش تر یک ساله شد نوشتن داستان درمن. اما این تمامم نیست. این تمام من ...!
نویسنده می اندیشد.
هیچ داستانی برای گفتن وجود ندارد. و ملال آغز می شود. چون به تنهایی تحمل این ملال را ندارد از نو به داستان پناه می برد و ...
یوسف علیخانی متولد 1354 رودبار و الموت و فارغ التحصیل رشته زبان وادبیات عرب از دانشگاه تهران است. با قابیل مترادف است. داستان، كتاب، گفتگو، عکس و نوشته های یوسف علیخانی را در این آدرس می شود خواند : http://www.ghabil.com/sresults.aspx?categ=11&st
و با او با این آدرس ها می شود تماس گرفت : http://www.youssef.persianblog.com
پیش از این از او منتشر شده است:
نسل سوم داستان نویسی امروز / گفتگو با نویسندگان / نشر مرکز (1380)
عزیز و نگار/ بازخوانی یک عشقنامه/ نشر ققنوس(1381)
قدم بخیر مادربزرگ من بود/ مجموعه داستان / نشر افق(1382)
ابن بطوطه / داستان برای نوجوانان / نشر مدرسه ( 1383 )
زیر چاپ:
خروسخوان / داستان بلند
به دنبال حسن صباح / داستان زندگی خداوند الموت / ققنوس
قصه های مردم الموت / گردآوری با افشین نادری
مجموعه داستان قدم بخیر مادربزرگ من بود
بیژن باران متولد تهران است و دكترای برق. شعر را شكار لحظه ی میرا برای آموزش، لذت، و تاریخ یا بقول حافظ "ثبت در جریده عالم"؛ بدام كشیدن نگاه گذران در بیان ابدی می داند. و می گوید شاعر موفق کسی ست که بلسان نیما "پی ت بگرفته نوخیزان ز راه دور بس آیند "
كتابهای چاپ شده باران( 1. مقالات ادبی. مجموعه شعر 2. راه و رود 3. دیوان غربی)
کتاب های آماده چاپ( مجموعه شعر:4. دیوان شرقی، 5. چهار فصل)
با او می توان با این آدرس تماس گرفت : bejisam@gmail.com و http://beji.persianblog.com/
وقتی تمام اطراف آدم را چیزی به نام تردید پر كرده باشد و وقتی با مروری ساده روی اتفاقی كه دیگران زندگی نامیدهاند بفهمی همه چیز این جهان مشكوك است. دیگر چیزی به اسم بیوگرافی برایت باقی نمیماند.آیا من رضای حیرانی هستم؟این سوال ابتدایی ترین سوال از سلسله سوالات روزمرهات میشود. تنها چیزی كه باور داری همین توهم تنفسی اجباریست. و اینكه روی كره ای راه میروی كه قدم های زیادی را بدرقه كرده است. پس حرفی برای معرفی نمیماند. به قول یانیس ریتسوس همه چیز راز است...

حافظ موسوی اسفند 1333دررودبار به دنیا آمد. تحصیلاتش را در رشته ادبیات فارسی دانشگاه ملی سابق نیمه کاره رها ساخت و در آخرین شغلش ، دبیر تحریریه ی مجله ی کارنامه بوده.
در سال 73 جایزه ی گردون را از آن کتاب " دستی به شیشه های مه گرفته ی دنیا " کرد
کتابهای چاپ شده ی حافظ موسوی : ( مجموعه شعرهای: دستی به شیشه های مه گرفته ی دنیا -1373- سطرهای پنهانی – 1378 – شعرهای جمهوری 1380 و همچنین کتابی در بررسی زندگی و آثار اخوان در سال 1381 )
مجموعه شعر زن ، تاریکی، کلمات را نیز در دست چاپ دارد.
با او تماس بگیرید : ahang_e_digar@yahoo.com
دستی به شیشه های مه گرفته ی دنیا
تنها کس از موج نو…
کلود سیمون نویسنده ی کتاب جاده ی فلاندر تنها کس از گروه پنج نفری موج نو رمان فرانسه بود که جایزه ی ادبی نوبل را از آن خود کرد. این نویسنده که ادبیات فرانسه و همچنین ادبیات امروز جهان مدیون اوست در سن 91 سالگی در پاریس دیده بر هم نهاد
خبر را از جام جم آن لاین بخوانید:
شعر های جمهوری
مجموعه شعر
حافظ موسوی
ناشر : نشر ثالث
طرح روی جلد : محسن محبوب
چاپ اول : 1380 / 3300نسخه
دفتر مرکزی : خ انقلاب / خ 12 فروردین / شماره 11 /
تلفن : 6460146
قیمت : 600تومان
و ناگهان...
دندان بر دندان که می سایم
صدای سین سائیدن را می شنوم
دندانه هاش
لبهای مرا زخم می کند
و ناگهان به فکر تو می افتم
دستی به شیشه های مه گرفته ی دنیا
مجموعه ی شعر
حافظ موسوی
طراح جلد : سیاوش یحیی زاده
انتشارات زمانه
نوبت چاپ : اول 1373
تیراژ :2000 نسخه
بها : 1200 ریال
انفرادیبیا پایین حضرت پرچم!
كه دنیا سلولی انفرادیست
گذرنامهای مایوس
تمامِ سهمم از وطن
تلخ لطفا!
مجموعه شعر
رضا حیرانی
ناشر: شولا
چاپ اول : زمستان 82
تلفن نشر : 6963197
قیمت: 7000 ریال
رعنا
می دید كه روی هر تك شاخه ای یكی نشسته و دارد به بچه اش شیر می دهد. بعد هم زل می زده اند به تلار و پوست تخت كه او رویش می نشسته. همه سینه هایی پر شیر دارند و به دهان بچه هایشان فرو می كنند.
قدم بخیر مادربزرگ من بود
مجموعه داستان
یوسف علیخانی
طرح جلد با استفاده از اثر نقاش معاصر احمد نصراللهی
ناشر: نشر افق
تاریخ نشر: زمستان 1383
جلد: رقعی
تعداد صفحات: 104
نوبت چاپ: اول
تیراژ: 2200 نسخه
قیمت: 900 تومان
ISBN: 964-369-101-2
دفتر نشر: تهران – خ انقلاب – خ 12 فروردین – خ شهید نظری- شماره ی 181 و 183 کد پستی 13146 – صندوق پستی 13145-1135
تلفن 6413367
صحنههای اروتیك را نباید از كل اثر منتزع كرد
در 14 تیر ماه این متن را در سایت ایسنا خواندیم :
یك داستاننویس معتقد است: هر متن، قانون خود را خلق میكند، زمانی كه برای صحنههایی قانون بگذاریم، مرگ ادبیات را اعلام كردهایم.
قاسم كشكولی در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، تصریح كرد: نباید به صحنههای اروتیك به شكل انتزاعی نگریست و آن را از كل اثر منتزع كرد، اگر این كار را انجام دهیم، مستهجن میشود، اما در كل ساختمان اثر مسلمن مستهجن نخواهد بود.