تبلیغات
مجله ادبی هارمجیدون - چگونگی جهان در زناشوئی - دلارام امین زاده
هار مجیدون
صفحه اصلی
آثارتان را به این آدرس بفرستید mr.alipour@gmail.com

حجت بداغی   و   میثم علیپور 


وب مستر

آثار منتشره (73)
هنرمندان (23)


آرشیو موضوعی

آخرالزمان (17)
داستان (14)
اندیشه (9)
شعر (18)
کتابخانه (14)
هنرمندان (1)


ماهنامه

مرداد 1384 (4)
تیر 1384 (53)
خرداد 1384 (22)
اردیبهشت 1384 (8)
فروردین 1384 (3)
اسفند 1383 (6)


صفحات


لینک ها

یوسف علیخانی
مجله ی ادبی رواق
فرشید جوانبخش
فرزانه مرادی
بی بی سی پرسین
مانیها
فروهر
ادب فرمت
مجله ی شعر
کتابلاگ
لیلا صادقی
پندار
کافه کلمه
والس ادبی
همهمه
پارسیک
آلتاویستا
msn
یاهو
گوگل

آمار هارمجیدون

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدید ها :
كل نظر ها :
كل مطالب :



 

 چگونگی جهان در زناشوئی - دلارام امین زاده
دلارام امین زاده

چگونگی جهان در زناشوئی

 

یادداشتی بر داستان  " زناشوئی " نوشته حجت بداغی

                                                  

 

    چگونه جهانی از همترازی انسان و شی‌ء بنا می‌شود؟... جهانی در آن، انسان در یك كفه و شی‌ء در كفه‌ی دیگر؛ همراستا و در كنار هم. هر دو با درجه‌ای یكسان از اهمیت، بی‌آن كه یكی بر دیگری رجحان یابد.

    موضوع فوق، موضوعی كه در برخی از دیگر آثار این قرن نیز بدان پرداخته شده، پدیده‌ای است زاییده‌ی  مدرنیته. مدرنیته‌ی آغاز گشته با انگاره‌های اومانیستی و در انتها به سخره گرفته شده توسط باور‌های خود. مدرنیته‌ی اسطوره ستیز، ضد مذهب، عقل گرا و به باور دكارتی انسان محور: " نه تنها همه چیز باید در خدمت انسان باشد، بلكه انسان، شاخص و تعیین كننده همه چیز نیز هست." این انسان مترقی و دارای خرد، چنان در جایگزین نمودن ماشین، به عنوان یك اصل به پیش می‌تازد كه فراموش می‌كند ماشین نیز صرفاً سازه‌ی دست اوست....

چگونگی جهان در زناشوئی

 

یادداشتی بر داستان  " زناشوئی " نوشته حجت بداغی

                                                  

دردا دوستان من! اكنون و گذشته بر روی زمین. 

 این است مرا تاب نیاوردنی ترین!

 و اگر من بینای آن چه می‌باید آمد نمی‌بودم،

نمی‌دانستم زندگی را چه گونه تاب می‌باید آورد.

"چنین گفت زرتشت/ فردریش نیچه"  

 

 

    چگونه جهانی از همترازی انسان و شی‌ء بنا می‌شود؟... جهانی در آن، انسان در یك كفه و شی‌ء در كفه‌ی دیگر؛ همراستا و در كنار هم. هر دو با درجه‌ای یكسان از اهمیت، بی‌آن كه یكی بر دیگری رجحان یابد.

    موضوع فوق، موضوعی كه در برخی از دیگر آثار این قرن نیز بدان پرداخته شده، پدیده‌ای است زاییده‌ی  مدرنیته. مدرنیته‌ی آغاز گشته با انگاره‌های اومانیستی و در انتها به سخره گرفته شده توسط باور‌های خود. مدرنیته‌ی اسطوره ستیز، ضد مذهب، عقل گرا و به باور دكارتی انسان محور: " نه تنها همه چیز باید در خدمت انسان باشد، بلكه انسان، شاخص و تعیین كننده همه چیز نیز هست." این انسان مترقی و دارای خرد، چنان در جایگزین نمودن ماشین، به عنوان یك اصل به پیش می‌تازد كه فراموش می‌كند ماشین نیز صرفاً سازه‌ی دست اوست.

     نیازمندی و احتیاج انسان مدرن به ماشین، به تدریج ماشین را از زیر سلطه‌ی او خارج می‌گرداند و جایگاهی بلندتر از پیش و همردیف با انسان به او می‌بخشد. ماشین‌ها، دیگرتنها ابزارهایی در خدمت زندگی انسان نیستند؛ آنها به حیات خود در جامعه‌ی مدرن ، همانند انسان ادامه می‌دهند. چنان كه اندیشیدن به انسان مدرن، بدون اندیشیدن به ماشین امكان پذیرنمی‌شود.‌

    انسان عصر ماشین، شاخص و تعیین كننده‌ی هیچ چیز نیست...  

    در داستان زناشویی نیز با جهانی از این دست مواجهیم. جهانی ساخته شده بر پایه‌ی برابری انسان و شی‌ء. در این جهان، تلفن، تنها شكل ارتباطی زن و مرد است. تنها واسطه‌ی این زناشویی به صفر تقلیل یافته. گزینه‌ی نهایی زن برای دستیابی به روابط گذشته. در واقع، تلفن، نقشی همچون ندیمه ، در درام رومئو و ژولیت و صدها واسطه‌ی تاریخی در داستان‌های دیگر، ایفا می‌كند؛ نقش گزارشگر احوال شخصیت‌ها به یكدیگر.

     زن استیصال خود را از دریچه‌ی تلفن به گوش مرد می‌رساند. صدای درمانده‌ی زن، نقطه‌ی شكست هارمونی است؛ فریاد كنترباسی خفن از نت دو.

    شروع از نت دو، در زیبایی شناسی كلاسیك، شكست هارمونی است؛ وارد گشتن لطمه‌ای جبران ناپذیر به یك قطعه‌ی موسیقی. دریك جامعه‌ی مدرن اما، این معیار فرو می‌شكند. مدرنیته هیچ قید و بندی را نمی‌پذیرد و به سرعت رو به پیشرفت و ترقی دارد. شكست هارمونی، درنزد مدرن‌ها حتی به عنوان حركتی پیشرو و آوانگارد تفسیرمی‌گردد؛ همچون اجرای آشنایی زدا و  بی‌سابقه‌ی دادائیست‌ها در مراسمی ترتیب داده شده به همین مناسبت. در این اجرا، ساختار هارمونی كلاسیك (اجرای همزمان و هماهنگ دونوا) درهم می‌شكند واجرای همزمان سازهایی چند به علاوه‌ی اصواتی چون صدای انسان در حال خوانش شعر، مكالمه و... جایگزین آن می‌گردد. موسیقی نوظهور متال نیز با شروع از نت دو، داعیه دار شكست هارمونی به شكل مألوف آن و پایه گذاری نوعی هارمونی جدید است. هارمونی‌ای مختص جامعه‌ی مدرن؛ هارمونی هرج و مرج. این هارمونی جدید یا به روایتی شكست هارمونی، فریاد انسان مدرن است دربرابرتمامی مظاهر كهنه و نخ نمای مدرنیته. مظاهر فرو برنده‌ی او به انزوا. او از سطح تمامی شعارهای مدرنیته همچون اصالت خرد، به كنه آنها پی برده است. مدرنیته دیگر برای او سازنده‌ی جهانی بهتر نیست؛ بلكه جهان كوچك او را نیز مصادره می‌نماید. اوناگزیر از شكست هارمونی است.

    این شكست هارمونی در داستان، سبب دامن زدن به اندیشه‌های مرد می‌شود. او متشنج از شنیدن صدای زن، با آن مبارزه می‌كند. ادراك دردی خودخواسته. در واقع شخصیت او با زوال و خودویرانگری تنیده شده است؛ با سقوطی آگاهانه به قهقرا. یك مرد با پوسته‌ی سخت و نفوذناپذیر ، انسانی به شدت واخورده وبه درون پناه آورده. او به مانند تمامی اشیاء پیرامونش مدتها است به خاموشی گرائیده. او عاجزانه در پی گرمایی انسانی است اما كمترین چیزی نمی‌یابد. هرگز رابطه‌ای بی‌واسطه صورت واقع نمی‌پذیرد. اشیاء و در ابعادی بزرگتر، زبان، همواره برتری خود را به رخ می‌كشند. او ناچار است از نامیدن اشیاء و ریختن آنها در قالب جملات. تنها رابطه‌ی مصون از دخالت زبان همانا عمل زناشویی است. عرصه‌ی حكمرانی غریزه. بازگشت به خشونتی بدوی. كشف و شهود دو تن بدون حضور عواملی دیگر. مرد به شكلی خودآگاه به این رابطه تن نمی‌دهد.  اوبا قطع تلفن ( تنها كانال برقراری رابطه)، عجز خود را از پایان دادن به رابطه،رابطه‌ای از پیش به اتمام رسیده، مشخص می‌سازد. عملی كه به دستش نسبت داده می‌شود. " مرد تلفن را با تمام محتویاتش به دست دستش می‌سپارد. " دست، علاقه‌ی جزئیه‌ی وجود مرد، فاعل نهایی و اصلی محسوب می‌گردد؛ فاعلی ایفا كننده‌ی نقش مرد، تكرار شده در تمام اثر." دست با فشاری علنی فریاد تلفن را به هوا برده " و  گوشی را قطع می‌كند...

    فروپاشی رابطه برای مرد به منزله‌ی شخصی خودویرانگر، بریدن رابطه با گذشته و آینده و گام نهادن در برزخی بی زمان است. او در این برزخ با انیشه‌های آزاردهنده‌اش رها می‌شود. اندیشه‌هایی سرگردان حول رابطه‌ای سترون شده.

اندیشه‌هایی با اعداد آشكارشده. در واقع علاوه بر سیالیت موسیقی در تمام اثر،منطقی ریاضی نیز آن را در بر گرفته است. منطق تبدیل وضعیت‌ها به عدد. اعدادی چون2،4،6( طبق دیدگاه فیثاغوری، اعداد مستطیل) اعدادی با قابلیت اجرای تمامی اعمال ریاضی (البته جز تقسیم) بر رویشان. نگرشی این گونه به اعداد، در نظر گرفتن كاركردی جز كاركرد ریاضی برای آنها است. تلاش برای عقلانی نمودن جهان. شكل گیری نظامی از نشانه‌ها بر مبنای اعداد. نشانه‌هایی پنهان در متن. عدد2( اولین عدد مؤنث در شبكه‌ی اعداد فیثاغوری) شاید بازنموده‌ای از حال باشد. حالی موجود در گذشته و آینده، موجود در 6 و 4 . مستطیل بودن اعداد نیز می‌تواند اشاره‌ای به شكل هندسی آن در طبیعت باشد. مستطیل شكل بسته‌ای است محدود به چهار ضلع .چهار ضلع با زوایایی تیز. نمادی از ذهنیت مدرن. محصور و در چارچوب قوانین و استدلالات. عقل ریاضی. عقل محض.

عقل پی ریزی شده كانتی، به هیچ رویکرد نتوانست در روند تاریخی مدرنیته، بهبودی صورت دهد و سبب بروز مسائلی همچون جنگ های جهانی شد. این اتفاقات و اتفاقاتی از این دست، ادعاهای نظریه پردازانش را مورد شکی اصولی قرار داد. شكی كه به نقد مدرنیته و شکل گیری وضعیت پست مدرنیته درمورخه1971 انجامید.

 

 




"مجله ی ادبی    هارمجیدون         پایگاه مجازی نویسندگان و شاعران  و متفکرین جوان ایرانیست     . شعر و داستان و نقد ادبی وآثار ادبیات جوان ایران     . هارمجیدون قصد دارد تا در فضای نت به این مهم بپردازد.  موسسان هامجیدون     مجله ی ادبی    هارمجیدون         پایگاه مجازی نویسندگان و شاعران  و متفکرین جوان ایرانیست     . شعر و داستان و نقد ادبی وآثار ادبیات جوان ایران     . هارمجیدون قصد دارد تا در فضای نت به این مهم بپردازد.  موسسان     هامجیدون"مجله ی ادبی    هارمجیدون         پایگاه مجازی نویسندگان و شاعران  و متفکرین جوان ایرانیست     . شعر و داستان و نقد ادبی وآثار ادبیات جوان ایران     . هارمجیدون قصد دارد تا در فضای نت به این مهم بپردازد.  موسسان هامجیدون