تبلیغات
مجله ادبی هارمجیدون - از تابلو - بهزاد عبدی
هار مجیدون
صفحه اصلی
آثارتان را به این آدرس بفرستید mr.alipour@gmail.com

حجت بداغی   و   میثم علیپور 


وب مستر

آثار منتشره (73)
هنرمندان (23)


آرشیو موضوعی

آخرالزمان (17)
داستان (14)
اندیشه (9)
شعر (18)
کتابخانه (14)
هنرمندان (1)


ماهنامه

مرداد 1384 (4)
تیر 1384 (53)
خرداد 1384 (22)
اردیبهشت 1384 (8)
فروردین 1384 (3)
اسفند 1383 (6)


صفحات


لینک ها

یوسف علیخانی
مجله ی ادبی رواق
فرشید جوانبخش
فرزانه مرادی
بی بی سی پرسین
مانیها
فروهر
ادب فرمت
مجله ی شعر
کتابلاگ
لیلا صادقی
پندار
کافه کلمه
والس ادبی
همهمه
پارسیک
آلتاویستا
msn
یاهو
گوگل

آمار هارمجیدون

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدید ها :
كل نظر ها :
كل مطالب :



 

 از تابلو - بهزاد عبدی

بهزاد عبدیاز تابلو

 

 

 

 

از تابلوی چسبیده به دبوار اتاق همه چیز را می شود فهمید، همه ی چیزهای نفهمیدنی را.

    روی تن تابلو خیره شدم میان خطوط و رنگهای به هم ریخته. روی پل کودکی با دستهای خاکی، تازه از خاک بازی فارغ شده، کنار توده ای از کاغذهای روی هم انباشته شده مشغول نقاشی بود. روی کاغذهای سفید شکلها و قیافه هایی متفاوت و گوناگون نقش می بست:

 

از تابلو

 

 

از تابلوی چسبیده به دبوار اتاق همه چیز را می شود فهمید، همه ی چیزهای نفهمیدنی را.

    روی تن تابلو خیره شدم میان خطوط و رنگهای به هم ریخته. روی پل کودکی با دستهای خاکی، تازه از خاک بازی فارغ شده، کنار توده ای از کاغذهای روی هم انباشته شده مشغول نقاشی بود. روی کاغذهای سفید شکلها و قیافه هایی متفاوت و گوناگون نقش می بست:

    پادشاهی که سبیل کلفت و ابروهای پهنش با سفیدی کاغذ در جنگ مساحت بود.  بدن زخمی جوانی که با چاقویش می خواست کاغذ را بدرد و به جان کودک بیفتد. دختری با چهره ی غم زده که قطرات پخش شده ی اشک روی صورتش، کاغذ را نمناک می کرد. حرفی برای گفتن نداشتن پسر بچه ای با لباس وصله دار و سر و صورت خاکی که دل هر نقاش بازی گوشی را می توانست به درد بیاورد و سپیدی کاغذی که با چهره ی با چهره ی عبوس پیرمردی تسبیح به دست سیاه می شد.

 

   هر کدام از ورق های سفید را پس از نقش گرفتن از آن ارتفاع بلند رها می کرد. بعضی از آنها هنوز تمام نشده پس از پاره شدن به دست کودک لای کاغذ پاره های دیگر انباشته می شدند. آن وقت بود که کودک باید برای چند لحظه هم که شده دست از نقاشی بردارد و حجم کاغذها را به به لایه ای از خاکستر تبدیل کند و بعد باد از راه برسد و آن را روی رودخانه بپاشد. نعره ی باد در ساکن رودخانه هر چند دقیقه یک بار موجی خفیف به وجود می آورد. کاغذها از آن ارتفاع بلند رها می شدند. نقاشی های بر باد رفته پیچ و تاب می خوردند. به تن رودخانه می چسبیدند. روی آب هر کدام به سمت شناور می شدند. یکی از کاغذ ها که نقش رویش خیلی واضح نبود، روی آب به این طرف و آن طرف کشیده می شد. تقلا در حرکاتش موج می زد. هر زمان که به سختی خود را به تکه سنگی می رساند موج کوچکی کافی بود تا او را به گوشه ای پرت کند. کاغذ بی چاره تا به خودش آمد تمامش خیس شده بود، حرکاتش کند تر از قبل بود، زبانه ی حریص آب روی کاغذ می لغزید و فرورفتگی بیشتر می شد. رخوت و سستی وسط کاغذ را گود می کرد.

    کاغذ آرام آرام مچاله و به ته آب فرو رفت. کاغذ در حال غرق شدن هنوز نیم نگاهی به پل و کودک روی پل داشت، هنوز امید وار بود.

    بقیه کاغذ ها نیز فرو رفته بودند و یک لایه آب از روی کاغذ ها لغزید و گذشت. آب رودخانه با اینکه کارش را به خوبی انجام می داد اما هنوز از مشت و لگد باد بی نصیب نبود. کودک مشغول نقاشی و کاغذهایی جدید با نقش های جدید مبهوت سقوط روی رودخانه بودند. خطوطی ساده و مرموز. رابطه ی بین این شکل ها را آن ها می دانند. حریق می داند باید کاغذ ها را خاکستر نشین کند. باد می داند باید پراکنده کند. آب رودخانه می داند باید غرق کند. حتی ذرات خاک چسبیده به دست کودک می داند. همه می دانند غیر از من.

    پشت سر، وسط سالن صاحب گالری تصویر من را برای پیرمرد تسبیح به دستی که کنارش ایستاده بود توضیح می داد.

 

84/2/22  




"مجله ی ادبی    هارمجیدون         پایگاه مجازی نویسندگان و شاعران  و متفکرین جوان ایرانیست     . شعر و داستان و نقد ادبی وآثار ادبیات جوان ایران     . هارمجیدون قصد دارد تا در فضای نت به این مهم بپردازد.  موسسان هامجیدون     مجله ی ادبی    هارمجیدون         پایگاه مجازی نویسندگان و شاعران  و متفکرین جوان ایرانیست     . شعر و داستان و نقد ادبی وآثار ادبیات جوان ایران     . هارمجیدون قصد دارد تا در فضای نت به این مهم بپردازد.  موسسان     هامجیدون"مجله ی ادبی    هارمجیدون         پایگاه مجازی نویسندگان و شاعران  و متفکرین جوان ایرانیست     . شعر و داستان و نقد ادبی وآثار ادبیات جوان ایران     . هارمجیدون قصد دارد تا در فضای نت به این مهم بپردازد.  موسسان هامجیدون