تبلیغات
مجله ادبی هارمجیدون - هیچ گاه مرگ را باور نداشت - پرند پستا
هار مجیدون
صفحه اصلی
آثارتان را به این آدرس بفرستید mr.alipour@gmail.com

حجت بداغی   و   میثم علیپور 


وب مستر

آثار منتشره (73)
هنرمندان (23)


آرشیو موضوعی

آخرالزمان (17)
داستان (14)
اندیشه (9)
شعر (18)
کتابخانه (14)
هنرمندان (1)


ماهنامه

مرداد 1384 (4)
تیر 1384 (53)
خرداد 1384 (22)
اردیبهشت 1384 (8)
فروردین 1384 (3)
اسفند 1383 (6)


صفحات


لینک ها

یوسف علیخانی
مجله ی ادبی رواق
فرشید جوانبخش
فرزانه مرادی
بی بی سی پرسین
مانیها
فروهر
ادب فرمت
مجله ی شعر
کتابلاگ
لیلا صادقی
پندار
کافه کلمه
والس ادبی
همهمه
پارسیک
آلتاویستا
msn
یاهو
گوگل

آمار هارمجیدون

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدید ها :
كل نظر ها :
كل مطالب :



 

  هیچ گاه مرگ را باور نداشت - پرند پستا
حسن پستا

هیچ گاه مرگ را باور نداشت                                                                 

 

 

  
    رفته بودم روی صندلی میز بابا ایستاده بودم تا قدم برسد و سرک بکشم به کاغذهای روی میز که معمولا دو جور نقش و نگار داشتند و بابا می گفت یکی خط خارجی ست و مال انگلیسی هاست و یکی خط ایرانی و فارسی ست و مال خودمان است. بابا آن اولی را می گذاشت جلوی چشمش و دور و بر دستش و این دومی را خودش می نوشت و می گفت : دارم ترجمه می کنم.

هیچ گاه مرگ را باور نداشت                                                                 

 

 

  
    رفته بودم روی صندلی میز بابا ایستاده بودم تا قدم برسد و سرک بکشم به کاغذهای روی میز که معمولا دو جور نقش و نگار داشتند و بابا می گفت یکی خط خارجی ست و مال انگلیسی هاست و یکی خط ایرانی و فارسی ست و مال خودمان است. بابا آن اولی را می گذاشت جلوی چشمش و دور و بر دستش و این دومی را خودش می نوشت و می گفت : دارم ترجمه می کنم.

     و من تا مدتها فکر می کردم خارجی ها همه انگلیسی هستند. گاهی هم که شلوغ کنان چیزی ز او می پرسیدم از پشت عینک نگاهم می کرد و به جای آن که پاسخ مرا بدهد زیر لب چیزی زمزمه می کرد که خیلی بی معنی بود و می فهمیدم که یک چیز انگلیسی است که توی کله و روی زبانش گیر کرده و دارد دنبال بهترین کلمه های فارسی می گردد که به جای آن باید بنویسد.

    چار پنج ساله بودم و بابا یادم داده بود اسم فامیل خودم را نقاشی کنم ، یک خط از بالا می آید پایین. سه تا نقطه زیرش ، باز می رود بالا و می آید پایین ، می گویند دندانه دندانه؛ آخر سر هم می رود بالای بالا و دو تا نقطه رویش ، می شود " پستا".

    تمام دیوار سمت راست اتاق را کتاب پوشانده بود. در قفسه های فلزی. بابا یک کتاب بزرگ را از آن میان بیرون کشید و صفحه ی آولش را باز کرد و گرفت جلوی من، گفت :"  نگاه کن. خوب نگاه کن این چیه؟". و من دیدم پستا است. ذوق کردم. پرسید " این اسم کیه ؟ " گفتم " اسم تویه" چشمهاش برق می زد " آها.. حسن پستا... حالا دیدی بابات کیه؟ "

    می گفت : " من شخصا از مرگ نمی ترسم اما ازش هیچ هم خوشم نمی آ ید. مرگ یعنی چه؟ تا وقتی آدم زنده ست باید به زندگی فکر کند وقتی هم که مرد ، خب مرده است دیگر ، خصوصا هنرمندها و آنهایی که اندیشه شان بازده دارد ، تاوقتی که می توانند باید کار کنند، حیف است بروند . مردن چیز مزخرفی ست. خودکشی هم کار مرد نیست مال آدم های ضعیف است. مرد اگر مردانه باشد ، محکم باشد ، حقارت و ضعف را می کشد نه خودش را. قهرمان هم آن کسی نیست که  که کشته شود ، کسی ست که می داند راه مخوف مرگ آوری پیش رو دارد و از رفتن نمی ماند و تا وقتی که اراده در او باقی ست با جبر روزگار می جنگد. هر چند که می داند شاید کشته شود ، دیر یا زود. آن که از جا می رود سست است"

    " من می گویم اخوان ثالث هم به مرگ طبیعی نمرد به کشتن داده شد. با رنج زمانه و با تهی دستی قدر ناشناسانه ای که توی سفره اش گذاشته بودند. در سرزمین هایی که جهان سوم حساب می شوند هر روشنفکری بمیرد شهید است .

    سرطان در بدنش چنگ اندخته بود و دریغا که دیر دانستیم، به عقیده ی او. تنها چاره ایستادگی بود تا آنجا که توان باشد . در پاسخ به احوال پرسی ها می گفت : "هنوز هستیم .همچنان در چنگ با این خرچنگ که انبر هایش را فرو برده در تنمان و جا خوش کرده تاببینیم کدام یک دیگری را از میدان به در می کنیم"

    پدرم تا زمانی که جان نشستن داشت خود را به خواب و بستر نسپرد و تا زمانی که جان شنیدن  و دیدن داشت گوش و چشم بر حرکت هستی نبست و تا زمانی که روز را باز می شناخت کوشید تا بیدار بماند بماند. او بسیار پیش از آنکه تنش در شمار مردگان در آید ، روحش راه زنده ماندن را یافته بود.

 

 

پرند پستا

 

 

 

 

 

کلید واژه های این متن ادبی : پرند پستا در باره ی حسن پستا - مجله ی ادبی هارمجیدون-پایگاه مجازی ادبیات جوان-ایرانیان فارسی زبان




"مجله ی ادبی    هارمجیدون         پایگاه مجازی نویسندگان و شاعران  و متفکرین جوان ایرانیست     . شعر و داستان و نقد ادبی وآثار ادبیات جوان ایران     . هارمجیدون قصد دارد تا در فضای نت به این مهم بپردازد.  موسسان هامجیدون     مجله ی ادبی    هارمجیدون         پایگاه مجازی نویسندگان و شاعران  و متفکرین جوان ایرانیست     . شعر و داستان و نقد ادبی وآثار ادبیات جوان ایران     . هارمجیدون قصد دارد تا در فضای نت به این مهم بپردازد.  موسسان     هامجیدون"مجله ی ادبی    هارمجیدون         پایگاه مجازی نویسندگان و شاعران  و متفکرین جوان ایرانیست     . شعر و داستان و نقد ادبی وآثار ادبیات جوان ایران     . هارمجیدون قصد دارد تا در فضای نت به این مهم بپردازد.  موسسان هامجیدون