تبلیغات | هار مجیدون |
|
صفحه اصلی آثارتان را به این آدرس بفرستید mr.alipour@gmail.com |
|
وب مستر |
|
آثار منتشره (73) |
|
آرشیو موضوعی |
|
آخرالزمان (17) |
|
ماهنامه |
|
مرداد 1384 (4) |
| صفحات |
|
لینک ها |
|
یوسف علیخانی مجله ی ادبی رواق فرشید جوانبخش فرزانه مرادی بی بی سی پرسین مانیها فروهر ادب فرمت مجله ی شعر کتابلاگ لیلا صادقی پندار کافه کلمه والس ادبی همهمه پارسیک آلتاویستا msn یاهو گوگل |
|
آمار هارمجیدون |
|
بازدید های امروز : |
سرود سرور
در محفل پستا و برای او
خسرو یزدان پناه قرائی
خوب شد کز نیک مردی نقش پایی یافتم
گر چه دیر و پیر – دل را آشنایی یافتم
در سراب زندگی سرچشمه ای پاک و زلال
در کویر عمر باغ دلگشایی یافتم
کامران جمالی در وصف پستا
آزرده دل مشو که دگر زنده نیستی،
بازیگر حیات حیات چه داندتو کیستی
تکرار ابلهانه ی خورشید و ماه را
گیرم هزار سال دگر نیز زیستی
خانواده پاسکال دوآرته
نوشته ی کامیلو خوسه سلا ( نویسنده اسپانیایی )
ترجمه ی حسن پستا
برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات 1989
از انتشارات دفترهای زمانه
طرح روی جلد از مرتضی ممیز
تعداد 3100نسخه
پائیز 1369
چاپ خوشه
هیچ گاه مرگ را باور نداشت
رفته بودم روی صندلی میز بابا ایستاده بودم تا قدم برسد و سرک بکشم به کاغذهای روی میز که معمولا دو جور نقش و نگار داشتند و بابا می گفت یکی خط خارجی ست و مال انگلیسی هاست و یکی خط ایرانی و فارسی ست و مال خودمان است. بابا آن اولی را می گذاشت جلوی چشمش و دور و بر دستش و این دومی را خودش می نوشت و می گفت : دارم ترجمه می کنم.
امروز 28 خرداد است
28 خرداد روزی ست که پستا چشم به این جهان گشود. این آزاداندیش ایرانی که سالهای عمرش را در ادبیات و انسانیت گذراند نه تنها دست به آفرینش و تجربه های موفق زد بلکه شاگردان موفقی به ایران تقدیم کرد.
پستاکه فعالیتِ ادبی و اجتماعیِ خود را از اوانِ جوانی آغاز كرد، به خاطرِ فعالیتِ ادبی در 1330 موفق به دریافتِ مدالِ طلای داستاننویسی از دستِ سعید نفیسی شد و دو سالِ بعد به سبب فعالیتِ اجتماعی در پی كودتای سیاه 28 مرداد 1332 از جوانترین تبعیدیانی بود كه راهیِ جزیرهی خارك شد.
فرهنگ روابط بین الملل
نویسندگان: جك سی. پلینو، روی آلتون
ترجمه و تحقیق: حسن پستا
تهران: فرهنگ معاصر، 2001، چاپ اول
قیمت ریالی: 24000
قطع: وزیری
من آبروی عشقم
لیلی
چشمت خراج سلطنت شب را
از شاعران شرق طلب می کند
من آبروی حرمت عشقم
هشدار
تا به خاک نریزی
خدا غم را آفرید / نصرت را آفرید
چند سال پیش نصرت رفت. سال 79 برای ادبیات پر بوده از رفتن ها.اما امروز برای نصرت رحمانی شاعر پس کوچه های تهران می خوانیم. شاعر " پیاله دور دگر زد " ، "میعاد در لجن " و "سقاخانه "ها ی بومی ایران.
نیما بر این نیروی پر بنیه شاعری امید بست و نصرت ناامیدش نکرد ، با شعر " سین جین " خود آوانگارد شدو با دیگر کارها همیشگی. کسی که زندگی اش از قلم پر بود و با قلم آمیخته و از نون تهی.
سه شعر از خدامراد فروهر
شعر اول-
خبر آوردند
نیوتن آبروی سیب را برده
بعد گفتند
گراهام بل به سقف توهین بزرگی کرده
بعد چیزهای دیگری هم گفتند
من بارها
به ماه نگاه کرده ام
اما هرگز آبروی دختری را نبرده ام
شعری از فرزاد سالک نیا
دل به آسمان ببند
زمین
به تنهایی درخت آویزان شده
بوسه های خشکش را
به باد می سپرد
ملافه های خزه بسته
فرزاد سالک نیا
مجموعه شعر
تاشر : آرویچ
مشاور فنی : احسان هاشمی
طراح جلد : رضا شنطیا
تیراژ : 1000 جلد
قیمت :500 تومان
آدرس دفتر : سه راه طالقانی- کوچه جواد کارگر- پلاک 12
تلفکس : 7537076
فرهنگسرای اشراق پنج شنبه شعر می خواند
پنج شنبه بیست وششم خرداد ماه، جلسه ی نقد وبررسی مجموعه شعرهای فرزاد سالک نیا در فرهنگسرای اشراق بر قرار می گردد. ملافه های خزه بسته نام مجموعه شعر های این شاعر جوان تهرانی ست که به تازگی از انتشارات آرویچ وارد بازار کتاب شده و شامل23 شعر از آثار فرزاد سالک نیا ست.
دندان های قابیل یک ساله در نیامده بود...
سایت ادبی قابیل چندی پیش یک ساله شد. یک سالگی قابیل را با مطالبی از دوستان قابیل در دنیای مجازی جشن گرفتیم. اما قابیل یک ساله هنوز دندانهایش در نیامده بود که خاموش شد. خبر را در شرق خواندیم که 365 مطلب در یک سال در این مجله ی مجازی خوانده شده و مطلبی در کتابلاگ که یوسف علی خانی دیگر توان ادامه ی قابیل را ندارد.
دیوانگی دیوانگی تاملی بر داستان دیوانگی نوشتهی میثم علیپور
شهوت فزاینده به مرگ و هراس تؤامان از آن...فرسایش از آغاز...سقوط به قهقرا، به عمق...
چگونه " فراموشی" میشود؟ برای لحظهای، مكثی...زمان درنگی میكند آیا؟ یا در امتداد بی امانش وقفهای؟
دستاویز آخر...
جهان را جز دیوانگی چه در مقابل خواهد بود؟
از تابلو
از تابلوی چسبیده به دبوار اتاق همه چیز را می شود فهمید، همه ی چیزهای نفهمیدنی را.
روی تن تابلو خیره شدم میان خطوط و رنگهای به هم ریخته. روی پل کودکی با دستهای خاکی، تازه از خاک بازی فارغ شده، کنار توده ای از کاغذهای روی هم انباشته شده مشغول نقاشی بود. روی کاغذهای سفید شکلها و قیافه هایی متفاوت و گوناگون نقش می بست:
المپ
از این که نمی توانم به ساعت مچی ام، وقتی دست چپم را بالا می آورم، نگاه کنم؛ حس نداشتن، نداشتن چیزی که هست عذابم می دهد. ساعت مچی گذشته ای ست که پدر روز تولدم، همان روزی بهاری به من هدیه داد. ساعتی نقره ای با صفحه ای گرد. ساعت مچی تنها چیزیست که توی اتاق نه چندان بزرگم احساس پیوستگی دارد. پیوستگی در معنای واحدش می شود:
پدر+ من+ اتاق+ ساعت.
...

نام مرا بپرس
با سکوت به راحله دلباز
وقتی با تو دست می دهم
نام مرا بپرس
شاید مردی باشم که تمام جهان ، به انتظار اوست.
تمام جهان ؛
حسی که به من دست نمی دهد
دست کم دوستت دارم
مجید شهرستانی
مجموعه ی شعر
نشر: فرهنگ ایلیا
چاپ نخست : 1383
شمارگان : 1500 نسخه
آماده سازی و نظارت : هادی میرزانژاد موحد
طرح جلد : شاهین بشرا
قیمت : 700 تومان
آدرس :رشت – خ شریعتی – شماره ی 280 – تلفاکس 2220908
اتاق تاریک من
شب فرا می رسد چراغ ها روشن می شوند و آن وقت از توی یک اتاق تاریک می توان تا انتهای هر اتاقی را دید. می توان دید زنی روی مبل نیم بر نشسته است و صفحه ی بزرگ تلوزیون را نگاه می کند. می توان دید زنی روی مبل نیم بر نشسته است و صفحه ی بزرگ تلوزیون را نگاه می کند. می توان دید در حمامی گشوده می شود و از میان بخار بیرون زده از حمام، زنی با گیسوان طلایی بیرون می آید، در همان حال روبدوشامبر از هم گشوده اش را تنگ به دور تن اش می پیچد. یا مردی در زیر نور یک مهتابی سیگار می کشد و دود سیگار را از منخرین اش بیرون می دهد دودی که به سوی پنجره می آید. زن دوباره روبدوشامبرش را می گشاید و تن عریان و رها شده از روبدوشامبر را روی مبل رها می کند. مرد سیگار می کشد. سیگار می کشد، پیاپی و مداوم به سیگار پک می زند. زن بر می خیزد. برهنه و عریان برمی خیزد و آرام از میان دری می گذرد. چراغ خاموش می شود. چراغی روشن می شود. سیگاری گیرانده می شود.
زن توی اتاق خواب است. ابتدا پشت میز توالت اش، بعد زیر نور مهتابی روی تخت دو نفره ی بزرگی نشسته است... چراغ خاموش می شود، مهتابی خاموش می شود، فقط نور سیگار است. نور سیگار، نور توی هوا منحنی ای هلالین شکل رسم می کند و ناپدید می شود.
زن جا به جا می شود. روی مبل جا به جا می شود و همچنان به صفحه ی بزرگ تلوزیون خیره است.
شبانگاه سیزده بهمن 1377
طرحی برای یک اپرا
مجموعه ی داستان
نوشته سعید طباطبایی
اجرا : موسسه ی فرهنگی و هنری خورشید سواران
چاپ اول : بهار 1380
دبیر مجموعه : روزبه حسینی
صفحه آرا : شکوفا پاک نهاد
ویراستار : نازی نوازانی
طرح جلد : Klee
نشانی : تهران – صندوق پستی : 616/14185
بها: 200 تومان
چگونگی جهان در زناشوئی
یادداشتی بر داستان " زناشوئی " نوشته حجت بداغی
چگونه جهانی از همترازی انسان و شیء بنا میشود؟... جهانی در آن، انسان در یك كفه و شیء در كفهی دیگر؛ همراستا و در كنار هم. هر دو با درجهای یكسان از اهمیت، بیآن كه یكی بر دیگری رجحان یابد.
موضوع فوق، موضوعی كه در برخی از دیگر آثار این قرن نیز بدان پرداخته شده، پدیدهای است زاییدهی مدرنیته. مدرنیتهی آغاز گشته با انگارههای اومانیستی و در انتها به سخره گرفته شده توسط باورهای خود. مدرنیتهی اسطوره ستیز، ضد مذهب، عقل گرا و به باور دكارتی انسان محور: " نه تنها همه چیز باید در خدمت انسان باشد، بلكه انسان، شاخص و تعیین كننده همه چیز نیز هست." این انسان مترقی و دارای خرد، چنان در جایگزین نمودن ماشین، به عنوان یك اصل به پیش میتازد كه فراموش میكند ماشین نیز صرفاً سازهی دست اوست....